أبو الحسن الشعراني
262
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
بستانى به داود دهى ، بيانه قوله : وَ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَ الْحِكْمَةَ « 1 » بعضى ديگر گفتند : از داود بستانى به سليمان دهى ، بعضى دگر گفتند : اگرچه حشو هست ، از سليمان بستانى و به صخر دهى . علّامه شعرانى : يعنى اين قول از اخباريان سادهلوح روايت شده كه به صحّت و سقم حديث نمىنگرند و حشويّه ، اين اخباريان را گويند . « 2 » مؤلف : پادشاه آن است كه بر نفس و تن خود پادشاه است : ملكت نفسي فذاك ملك * ما مثله للأنام ملك فصرت حرّا بملك نفسي * فما لخلق عليّ ملك علّامه شعرانى : و ملك به ضمّ غالبا در پادشاهى و قدرت و حكم بر افراد بشر اطلاق مىشود و ملك به كسر در مالك بودن اشيا و قدرت تصرّف ، شاعر گويد : من پادشاه خويشتن هستم و هيچ پادشاهى مانند پادشاهى بر خود نيست و من آزادم به اينكه مالك نفس خويشم و هيچ آفريده مالك من نيست . و اين شاعر بسيار نيكو و دقيق گفت ؛ چون پادشاهان كه قدرت حكم بر افراد انسان دارند ، قدرت بر خود ندارند ، هرگاه خشم و شهوت بر آنها مستولى گردد و وزرا و صدور بندهء ديگرى هستند و كارى كه ميل خود آنها باشد ، انجام نمىتوانند داد . « 3 » تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ . « 4 » مؤلف : قولى ديگر آن است كه ساعات شب در روز مىآرد و ساعات روز در شب ، از اين مىكاهد ، در اين مىفزايد ، تا روز به پانزده ساعت آرد و شب با نه ساعت . علّامه شعرانى : مثال است به تقريب ؛ چون همهجا روز پانزده ساعت نشود و
--> ( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 251 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 490 . ( 3 ) . همان ، ص 491 . ( 4 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 27 .